خرید بک لینک

بازگو کردن :معنا یابی در رویداد های آسیب زا

هنگامی که رویداد آسیب زایی برایتان اتفاق می افتد،آیا بهتر است آن را پنهان کنید و اصلاً در باره آن حرف نزنید یا در باره اش فکر کرده و با سایرین صحبت کنید؟ با اینکه خرد جمعی بر این باور است که بهترین کار بازگو کردن آن است، به تازگی این مفروضه را به مرحله آزمون در آورده اند. جیمز پنه بکر و همکارانش( پنه باکر 1990،1997،2004،. اسلوان و همکاران 2008،.اسمیت ، پنه بکر و آریگو 2012) به اجرای تعدادی آزمایش جالب در باره اهمیت نوشتن رویداد های آسیب زا پرداختند. پنه باکر و بیل(1986) از دانشجویان خواستند که در چهار شب پیاپی و هر شب 15 دقیقه در باره رویداد آسیب زایی که برایشان اتفاق افتاده است، بنویسند.دانشجویان در موقعیت کنترل، در همان مدت زمان در باره رویداد بی اهمیت و پیش پا افتاده ای نوشتند. رویداد های آسیب زا شامل فجایعی نظیر تجاوز جنسی و مرگ عزیزان بودند.

تعجبی نداشت که نوشتن در باره این رویداد ها دست کم در کوتاه مدت، ناراحت کننده بود.دانشجویانی که در باره رویداد های آسیب زا نوشتند، خلق های منفی تری را گزارش کردند و فشار خون آنها افزایش بیشتری را نشان داد. اما این کار مزایای بلند مدت چشمگیری داشت. همان دانشجویان در طول 6 ماه بعد، به مرکز سلامت دانشجویی کمتر مراجعه کردند و به بیماری های کمتری مبتلا گردیدند. به همین ترتیب ، میزان سلامت دانشجویان سال اولی که در باره مشکلات ورود به دانشگاه نوشتند، و بیمارانی که از حملات قلبی خود نوشتند، چند ماه پس از نوشتن تجربه هایشان بهبود قابل ملاحظه ای پیدا کردند.( پنه باکر ،بارگر و تیبوت 1989،.پنه باکر ، کولدر و شارپ 1990 ،. ویلموت و همکاران 2011).

چرا بازگو کردن رویداد ها به سلامت بهتر می انجامد؟ افرادی که در باره رویداد های منفی نوشتند، به شرح روایت یا داستان معنا دار تری پرداختند که رویداد را بازگو می کرد، پنه باکر (1997) صد ها صفحه از نوشته آزمودنی ها را تجزیه و تحلیل کرد و دریافت افرادی که بهبودی بیشتری پیدا کرده بودند، نوشته های خود را با توصیف های نسبتاً نا منسجم و نا منظم از مشکلاتشان آغاز کرده و با داستان های منسجم و منظمی به پایان برده بودند که رویداد را توضیح می داد و به آن معنا می بخشید. پژوهش های بعدی نشان دادند که بازگو کردن به ویژه زمانی روی می دهد که افراد به جای اینکه خودشان را غرق در رویداد کنند و برای رهایی از آن تلاش نمایند، به عقب بر می گردند و همانند یک مشاهده گر در باره رویداد منفی زندگی می نویسند( کراس و آیدوک 2011،.کراس و همکاران 2014) نتیجه چه بود؟هنگامی که افراد رویداد آسیب زا را به این شیوه بازگو می نمودند، در باره آن کمتر فکر می کردند و وقتی رویداد را به یاد می آوردند، افکار مربوط به آن را کمتر سرکوب می کردند. تلاش برای سرکوب افکار منفی می تواند به دلمشغولی با آن افکار منتهی شود، چرا که تلاش برای فکر نکردن به آنها می تواند سبب شود که بیشتر در باره آنها فکر کنیم و به افکار مزاحم منتهی می گردد (وگنر 1994).

در روان شناسی مداخله ای به عنوان پرسش و پاسخ در باره فشار 1 ناشی از رویداد بحرانی (CISD) وجود دارد که در این مداخله از افرادی که شاهد یک رویداد هولناک و تکان دهنده بودند خواسته می شود که حتی الامکان پس از وقوع رویداد، در یک جلسه 3 تا 4 ساعتی حضور یابند و در باره تجربه هایشان مفصلاً صحبت کنند و واکنش هیجانی خود به رویداد را شرح دهند. در مورد نوشتن در باره رویداد نتیجه بهتر زمانی به دست می آید که به زمان بندی توجه کرد ، یعنی افراد باید مدتی صبر کنند و از نقطه نظر جدیدی به رویداد بنگرند. لحظات پس از وقوع رویداد زمانی خوبی برای تلاش جهت رهایی از آن ، بازگو کردن یا درک آن به شیوه متفاوت نیست. چنانچه دوست دارید نوشتن در باره رویداد های آسیب زا را تمرین کنید، مدتی صبر کنید تا بتوانید از نقطه نظر جدیدی به آن بنگرید. در صورت تمایل می توانید دستور العمل های تمرین را در سایت"بخش نگارش و سلامت جیمز پنه باکر" به آدرس زیر بیابید.

homepage.psy.utexas.edu/homepage/faculty/peebabaker/home2000/writingand health.html

برچسب: نویسنده: الینا زارعی‌پور تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 20:23

صفحه بندی